-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 1:06
وقت هایی که باید حرف بزنیم اما نمیتونیم استرسمون رو کنترل و کنیم،انقدر بلند و سریع حرف میزنیم که صدای خودمون رو هم نمیشنویم...این اتفاق بدترین تجربه ای هست که یک نفر دچارش میشه ... مدت ها بود میخواستم برگردم... دلم صدا میزد که برگردم تا یادگاری های سال گذشته رو دوباره بخونم....اما صدای خودم رو نمیشن...
مرگ و مشک و ماه
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 19:06
مشک تشنهماه تشنهخیمهگاه تشنهترماه از میان نخلهای شرمگین گذشت. چشمهای مستِ مرگمشک و ماه را به آب دادچشمهای خویش را به آفتابمرگهمچنان به مشک خیره مانده بودتیری از کمان پریدمشک مُرد و ماه تشنه جا
خیلی وقت بود گریه نکرده بودم
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:42
اشتباه دیگری و آبروی من...گناه من نبود اما این اشتباهات از سر نا آگاهی بقیه دلم را بد جوری ترسانده.... خواهش میکنم،وقتی کسی ازتون خواست برای چند لحظه هم که شده اشتباه نکنید بخاطر خدا هم که شده این چند لحظه را صبر کنید....نگران دل ها باشیم... بعضی اشک ها در تنهایی میریزند... Let's block ads! (Why?)
اخم های بی ریا
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 0:42
دوستی که پر از درده اما صورتش پر از خنده، دوست خوبی نیست.... دوست خوب، تلخی از نزدیک ترین کس را هم به شما نشان می دهد....دوست خوب واقعی بودن خنده هایش را با گاهی اوقات بد اخمی و لجاجت نشان می دهد...دوست خوب ابر قهرمانی برای حمایت نیست...دوست خوب قرار است روحش را بی بهانه تقدیم کند، با تمام خوبی ها ...
خاطرات این سه روز
-
تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 4:32
سه روز است که مدام درتلاشم تا ذهنم آرام شود از این فکر های محال..... سه روز است که انتظار تمام لحظاتم را بلعیده.... سه روز است که در خواب بسر میبرم.... سه روز است که منتظرم تا خبری برسد..... سه روز پیش تغییری در آستانه وقوع بود..... سه روز است بی تاب روز های بعدم.... نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳...
خدایا متشکرم
-
تاریخ: 1396/6/5 ساعت: 7:03
به گذشته که نگاه میکنم اکثراً حل مسایلی که دست و پامو بسته بود از عهده من بر نمیومد و همه چیز سخت بود اما.... با یک قدم، با یک حرکت همه ی جریان زندگیم عوض شد... اتفاق های سخت تری افتاد،حادثه های دردناک اما، روالی پیش آمده بود که سختی هارا در حدی نگه میداشت که جایی برای صبر هم باشد...جایی برای امید ه...
عصبانی هستم
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:23
از باختم عصبانی نیستم.... عصبانی هستم چون نه به تلاش م نگاه کردن و نه به نتیجه.... قرار بود ببازم.... از این عصبانی هستم که دارم عادت میکنم به این باخت.... نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 8:51 توسط نازنین |
انتظار درد دلچسبی است ... دردی که درد ندارد و آرام آرام جانت را میگیرد
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:23
همیشه از انتظار بدم می آمد.... اینکه نمیدانی چه خواهد شد....اینکه باید منتظر بمانی... انتظار حال را بد می کند...آینده راهم می سوزاند.. راه برگشتش را سد کردم.... دیگر مطمئن هستم اگر بخواهد هم نمی تواند برگردد.... دیگر انتظار نمی کشم. . . حالا می توانم به آینده فکر کنم.... نوشته شده در جمعه بیست و سوم...
خسته شدم از آرزو های بیجا
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:23
همیشه میگن از هرچیز ی بترسی سرت میاد.....منم از ترسم مدام به چیزایی که دوست دارم فکر میکردم، اما نشد... نشد.... بیشتر از سه ماه بود که منتظر دیروز بودم...روز مهمی بود برام،اما به چیزی که میخواستم نرسیدم.... خلاصه دیروز که تموم شد ای کاش که خیالات و آرزو های بیجای من هم تموم میشد.... نوشته شده در چها...
چوب خط
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:23
اشتباه کردم.... اشتباه کردم که عصبانیتم را سر کسی خالی کردم که آماده بود برای بخشیدنم... چند روزی است تا اسمش می آید یا که یادش می افتم ناخودآگاه آخرین باری که آمده بود برای بخشیدنم پیش چشمم می آید..آن روز عصبی بودم ، از دوستش دلخور بودم... هدیه ای که برایم آورده بود را پسش دادم....آنموقع میخواستم آ...
یک لحظه ترس، دنیا را آتش میزند
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:23
یکی بود،یکی نبود زیر گنبد کبود آدمک رو به آسمان نشسته بود..... آدمک عاشق سکوت شده بود، عاشق بی درد بودن آسمان شده بود.... آدمک روحش را به رنگ ها باخته بود.... آدمک خودش را سخت از یاد برده بود....یادش نمی آمد قبل از اینکه دلباخته آسمان آبی شودچه بوده!؟ یادش نمی آمد چه میخواسته.... از وقتی که قلبش را ...
خدا
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:23
سخت ترین کاری که هیچوقت نمیخواستم را انجام دادم... اولین گام برای متفاوت شدن.... دلهره دلچسبی دارد این راه.... امید می خواهم جانی تازه می خواهم اما. .. کنار این همه ترس و دلهره، خدا را دارم.. خدایی که صدایم را می شنود... جوابم را می دهد. نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:14 توسط نازنی...
تجربه
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:23
دنیا بزرگتر می شود..... دنیای آدم ها با انتخاب هایشان بزرگتر می شود... با قهر ها و آشتی هایشان، با ترس ها و هیجان هایشان... امروز صبح از کسی عذرخواهی کردم که برایم محترم ترین فرد بود.... امروز عصر تصمیم به دور کردن کسی گرفتم که تمام ذهنم به دنبال جوابی است تا دلشکستگی به دنبال نداشته باشد... راه های...
عادت کردیم
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:23
....خیلی بده به بهونه رعایت ادب و نشکستن دل بقیه دروغ بگی.... بدتر از اون موجه بودن دروغ برای خودته.... خیلی بده که به این همه گناه عادت کردیم نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 10:31 توسط نازنین |
مهم نیست چقدر پاک باشی و خوب، از لحظه ای که قلبت سنگی شدن را بیاموزد، اژدها میشوی و می سوزانی
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:19
مهم نیست چقدر پاک باشی و خوب، از لحظه ای که قلبت سنگی شدن را بیاموزد، اژدها میشوی و می سوزانی نور هم بی قلب، دژخیمی است که همه جا را در سیاهی میسوزاند.... میسوزاند... نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 20:57 توسط نازنین |
ساده تر از آن است که میبینی
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:19
مرگ هم از یک زخم ساده شروع می شود... از یک ناهمگونی.... از یک درد ساده.... و عاقبت وجود را می کشاند به تمنای تباهی. نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 19:41 توسط نازنین |
ارادت خاصی به تیر ماه دارم....
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:19
چهار سال پیش در چنین روزی ؛ دعا دعا میکردم تیر ماه بشه، کنکور بدیم، راحت شم الان هم دعا دعا میکنم، تیر ماه بشه، درسم تموم شه راحت شم.... نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 23:43 توسط نازنین |
امام عصرم سلام.
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:19
اینجا دل منu202a دلتنگ پاک بودن میشود گاهی...... اینجا دلم ميلرزد هر از گاهی.... امام من، اینجا هوا بوی نا گرفته از فحشا.... اینجا همه را سیاهی از نفس انداخته.... اینجا همه دست ها پر تمنا رو به آسمان است.... امام من، سلام. امام من،ببخشید بد بودن هایمان را،ببخشید راه گم کردن هایمان را.... ببخشید.....
زندگی سخت نیست اگر آدم باشیم......
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:19
زندگی سخت نیست اگر آدم باشیم...... پیش از آنکه تشخیص دهید دچار افسردگی،هستید یا اعتماد به نفس پایینی دارید،اطمینان حاصل کنید که توسط،یک مشت عوضی محاصره نشده اید نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:9 توسط نازنین |
مهر خدا را چطور پاسخ میدهید!؟
-
تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:19
مالک عرش کبریایی زمان میبخشد، مهر میبخشد، ماه میبخشد، در یک ماه کل زندگی را میبخشد... حرمت بدانیم. رمضان؛نخوردن و نیاشامیدن نیست.... رمضان شعور و احترام است...رمضان پاسخ به مهر خداست... این مهر را چطور پاسخ میدهید!؟ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 20:34 توسط نازنین |