اشتباه کردم که عصبانیتم را سر کسی خالی کردم که آماده بود برای بخشیدنم...
چند روزی است تا اسمش می آید یا که یادش می افتم ناخودآگاه آخرین باری که آمده بود برای بخشیدنم پیش چشمم می آید..آن روز عصبی بودم ، از دوستش دلخور بودم...
هدیه ای که برایم آورده بود را پسش دادم....آنموقع میخواستم آنقدر از من دور شود که شناختنم هم برایش سخت باشد...اما... او دلخوری مرا نمیدانست... ترس مرا نمیدانست، بد موقع آمده بود اما هیچ نمیدانست که ترسیده بودم از نیامدنش... نمیدانست چقدر منتظرش بودم.. نمیدانست...
اشتباه کردم....از دست دادمش
مراقب اشتباه هاتان باشید،شاید چوب خطتان پر شده.
نوشته شده در جمعه سی ام تیر ۱۳۹۶ساعت 17:47 توسط نازنین |
برچسب: چوب,
نویسنده: آیلین صمیمی