به خاطر خودت میگویم - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:19
خودت را ببخش، که حق لذت بردن از زندگی را از خودت نگیری، حق دوباره شروع کردن را به خاطر خودت میگویم ساعتی را در روز نیایش کن که نترسی که در هنگام ترسیدن به دست هایی که هرگز دریغ نمیشوند بیاویزی به خاطر خودت میگویم خودت را دوست داشته باش که کسی نتواند آنقدر بزرگ شود که وسعت بکر دلت را تصاحب کندکه از
دروغ است - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 0:35
این که میگویند صدایی نیست،دروغ است این که میگویند تاریکی کورمان کرد،دروغ است این که می نالند از نا توانی ها هم دروغ است دروغ است هرچه دست هایمان را بسته...دروغ است هر بهانه ای که راحت مان کرده...دروغ است تمام نمیدانستم ها و ندیدم ها و نتوانستن هایمان... دروغ است.
آینه ها - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 0:35
مدت زیادی بود که فقط آینه صدایم را می شنید،آینه خسته نمی شد،آینه زخم نمی زد آینه خوب می شنید... اشک هایم را درون آینه می ریختم و نمی ترسیدم از سراب های آینه.... اما چند مدتی است که از روی خودم وحشت دارم،وحشت میکنم از آینه ها،در مقابل آینه لال میشوم....نه حرفی مانده و نه حس جدیدی. آینه برای من همدرد ...
حس بد - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 0:35
حس بد یعنی دلت واسه چیزایی تنگ بشه که خودت خرابشون کردی... حس بد یعنی دلت نسبت به حالی که هستی بی تفاوت بشه حس بدی دارم
خاطره ها - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 0:35
دل من زیر زنجیر خاطره ها اسیر شده... خاطره هایی که هیچکس به یاد نمی آورد آن روزها چه زیبا می خندیدم...
تاریکی - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 0:14
قبل از آنکه چشم باز کنیم دنیایمان تاریک بود... چشم باز کردیم و با کمک نور تاریکی را بهتر دیدیم
امروز حال بهتری دارم - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 0:14
سال های زیادی زندگی کرده ام آنقدر زیاد که به اندازه ی تمام زجر ها ی تاریخ تجربه دارم،تجربه ی زجر ها را داشتن شیرین است چون یادت می دهد امروز چگونه شاد باشی دلم غم داشت ،شاید هم ترسیده بود؛ از آنجایی که مدت هاست میانه ی من و دلم خراب شده احوال دقیقش را نمیدانم اما میدانم که بیشتر از ناآرامی هایش گله ...
ستاره باش - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 0:13
ستاره باش و بدرخش؛ ستاره ها فریبنده می خندند و پر معنا چشم می دوزند؛ ستاره ها زیبا می درخشند؛ ستاره ها خوب می بینند و خوب حس می کنند این درد هارا... ستاره ها حس می کنند و تلاششان برای ندیدن ،چشمک می شود و ما می ستاییم چشمک باران ستاره ها را(!) ستاره بودن سخت است...سخت است ببینی و دم نزنی....سخت است ...
فردا خواهد آمد... - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 5:15
فردا خواهد آمد... تو بیدار خواهی شد...زندگی خواهی کرد... فردا خواهد آمد و من آن روز نیستم اما فردایت را درخواست میکنم. دوست دارم تا نفس داری بخندی،خورشید باشی و وجودت روشنی بخش باشد،دوست دارم زنده ماندنت با بهانه ی زندگی کردنت باشد... فردایت را دوست دارم فردا نیستم اما به یاد داشته باش تکرار نخواهد ...
... - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 5:15
این من هستم.مدت ها ست که مدام تکرار می کنم :این من هستم با تمام بدی ها و خوبی هایم... ... اما چند روزی است که فکر میکنم باید بزرگ شوم،یالااقل ادای بزرگترها را در آورم. به گمانم برای شروع ماسک زدن مناسب باشد،دیگر نه کسی میرنجد ونه سوتفاهمی پیش خواهد آمد... من هم بزرگ خواهم شد. نمیدانم چه بلایی سرمن و...
آدم ها - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 5:14
آدم ها.... فراموش نمی کنند... فقط دیگر ساکت می شوند.
هنوز کمی احساس یخ زده داریم - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 5:14
همه از بی رحمی سرما میگویند، هیچ کس نمی داند که سرما با بوران و یخ زدن هایش در پی نجاتمان است. کسی نمی داند که اگر چیزی هم از ما باقی مانده از لطف سرما و یخ زدن هایش بوده که هر آنچه دیگران لازم ندیدند ویران کنند را حفظ کرد... یخ زد احساسمان اما... هنوز کمی احساس یخ زده داریم...
دل من - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 15:31
دستم را روی قلبم میگذارم... نغمه ی تنها و دلتنگش برایم عادی شده. دلم تنگ شده... برای دل تنگ شدن،برای ترسیدن و نگرانی های ساده. دلم تنگ شده... برای به در و دیوار کوبیدن های قلبم... برای آوای بی همتایش. دلم تنگ شده... برای قبل تر هایم،برای قبل تر هایی که هنوز دلم دل بود..که هنوز سرد و تنها یخ نزده بود...
یکم تغییر هم بد نیستا.... - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 13:48
شاید باید تغییر کنم... شاید دیگه نباید به این و آون و حرفها و نگاه ها شون فکر کنم...آره باید تغییر کنم.. باید یاد بگیرم فراموش کردن رو...آخه اینجوری همه چیز راحتتر میگذره.... باید تغییر کنم،آنقدری که هیچکس نشناستم... باید یاد بگیرم وقتایی که از ته دلم میخندم دلمم شاد باشه.... باید تغییر کنم...
.... - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 21:21
از یه وقتی به بعد.... یه نفر نمیخنده،یه نفر موسیقی گوش نمیده،یه نفر شیک نمیپوشه، یه نفر هم دیگه درد هاشو به کسی نمیگه.... از یه جایی به بعد،فقط با خودش حرف میزنه،فقط خودش میتونه دلشوآروم کنه و فقط فقط خودش میمونه و خودش... از یه جایی به بعد یه نفر آروم میمیره و حتی کسی براش مشکی هم نمیپوشه...

برچسب‌های مرتبط

تاریکی شب | تاریکی سه روزه زمین | تاریکی زمین | تاریکی 3 روزه زمین | تاریکی عشق | تاریکی مطلق | تاریکی چیست | تاریکی در خواب | تاریکی چشم | ستاره باش