
سه روز است که مدام درتلاشم تا ذهنم آرام شود از این فکر های محال..... سه روز است که انتظار تمام لحظاتم را بلعیده.... سه روز است که در خواب بسر میبرم.... سه روز است که منتظرم تا خبری برسد..... سه روز پیش تغییری در آستانه وقوع بود..... سه روز است بی تاب روز های بعدم.... نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۶ساعت 16:9 توسط نازنین | ...
ادامه مطلب
همیشه از انتظار بدم می آمد.... اینکه نمیدانی چه خواهد شد....اینکه باید منتظر بمانی... انتظار حال را بد می کند...آینده راهم می سوزاند.. راه برگشتش را سد کردم.... دیگر مطمئن هستم اگر بخواهد هم نمی تواند برگردد.... دیگر انتظار نمی کشم. . . حالا می توانم به آینده فکر کنم.... نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 23:37 توسط نازنین | ...
ادامه مطلب
یکی بود،یکی نبود زیر گنبد کبود آدمک رو به آسمان نشسته بود..... آدمک عاشق سکوت شده بود، عاشق بی درد بودن آسمان شده بود.... آدمک روحش را به رنگ ها باخته بود.... آدمک خودش را سخت از یاد برده بود....یادش نمی آمد قبل از اینکه دلباخته آسمان آبی شودچه بوده!؟ یادش نمی آمد چه میخواسته.... از وقتی که قلبش را پر تپش دیده بود چشم در چشم آسمان بوده.... اما مدتیست ترس تپش های قلبش را در سینه خفه می کند...ترس، خنجر فراق را بر سینه اش می کوبد... آدمک دلش خون شده...هیچکس نمیداند چه دردی می کشد...حتی آسمان آبی دلش هم نمیداند... دلش نیامد دردش را به آسمان هم نشان دهد اما ترس... خوب توانست خنجرش را نشان دهد......
ادامه مطلب
مهم نیست چقدر پاک باشی و خوب، از لحظه ای که قلبت سنگی شدن را بیاموزد، اژدها میشوی و می سوزانی نور هم بی قلب، دژخیمی است که همه جا را در سیاهی میسوزاند.... میسوزاند... نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 20:57 توسط نازنین | ...
ادامه مطلب
مرگ هم از یک زخم ساده شروع می شود... از یک ناهمگونی.... از یک درد ساده.... و عاقبت وجود را می کشاند به تمنای تباهی. نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 19:41 توسط نازنین | ...
ادامه مطلب
چهار سال پیش در چنین روزی ؛ دعا دعا میکردم تیر ماه بشه، کنکور بدیم، راحت شم الان هم دعا دعا میکنم، تیر ماه بشه، درسم تموم شه راحت شم.... نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 23:43 توسط نازنین | ...
ادامه مطلب
مالک عرش کبریایی زمان میبخشد، مهر میبخشد، ماه میبخشد، در یک ماه کل زندگی را میبخشد... حرمت بدانیم. رمضان؛نخوردن و نیاشامیدن نیست.... رمضان شعور و احترام است...رمضان پاسخ به مهر خداست... این مهر را چطور پاسخ میدهید!؟ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 20:34 توسط نازنین | ...
ادامه مطلب
سال های زیادی زندگی کرده ام آنقدر زیاد که به اندازه ی تمام زجر ها ی تاریخ تجربه دارم،تجربه ی زجر ها را داشتن شیرین است چونیادت می دهد امروز چگونه شاد باشی دلم غم داشت ،شاید هم ترسیده بود؛ از آنجایی که مدت هاست میانه ی من و دلم خراب شده احوال دقیقش رانمیدانم اما میدانم که بیشتراز ناآرامی هایش گله داشت...بیشتر انتظاراتش عصبیش کرده بودند امروز حال دیگری دارم تصمیمم بر مبارزه و سرسختی با جک هایی بودکهاسمشان را مشکل گذاشته ایم ،اما نمیدانستم چگونه، یکی گفت:برای جنگ ابزار مناسب می خواهی... امروز حال دیگری دارم من راه خوب جنگیدنم را پیدا کردم،من...
ادامه مطلب